ناصر الدين شاه قاجار
168
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
بالا رفتن سر گيج مىخورد . خيلى مشكل است ، تا بالا [ ى برج ] رفتن . اما مردم خيلى آن بالا بودند [ آنها را ] پائين كردند . خان پيرمرد آن بالا بود . عكاس باشى عكس مىانداخت . خان پيرمرد واقعا بىعار است . من هم الى دو مرتبه بالا رفتم . اما سرم گيج خورد . نتوانستم بيشتر بالا بروم . همان جا ايستادم . عكاس باشى يك عكس ما را همانجا انداخت . از پائين انداخت . على رضا خان ، آقا وجيه ، غلامعلى خان ، اسحق خان ، يوسف سقاباشى ، مليجك ، ميرزا عبد الله ، ميرزا على خان ، بودند . در همان پيچپيچ چاى « 1 » [ و ] پرتقال خوردم چرتى و سياچى هم بودند بالا رفتند . بعد پائين آمدند . عربى آمد . به عربى گفت : ساربان عباى مرا برد ، مىشناسم ساربان هم مىگريخت . من سياچى و چرتى و . . . را فرستادم [ كه ] ساربان را بگيرند [ او ] گريخته بود . با سياچى و چرتى هم نزاع كرده بود . محمد رحيم خان زند ، زير مناره آمده مرخصى مكه مىخواست . گفتم برود . از آنجا سوار شده ، از خرابهها ، رانده غروبى رفتيم منزل . شب را بعد از شام گويا مردانه شد . بعد خوابيديم . Bakeri [ 406 ] جمعه هفتم [ شهر شوال ] صبح از خواب برخاسته « 2 » سوار شده ، رفتيم ، رو به بالاى شط . به گردش خرابههاى شهر سامره و . . . كسالت زياد از نبودن آذوقه و سيورسات داشتيم . ميان مردم همهمه غريبى بود . اغلب مردم مالهاشان و خودشان ، چه از راه خان نجار به يعقوبيه [ و ] چه از راه قراتپه ، به قصر شيرين رفته ، و فرستادند . معركه [ اى ] بود خلاصه رانديم ، اول به خرابهء عمارتى كه از آجر ساخته بودند ، رسيده ، تركيب طاق كسرى بود ، اما كوچك . قلعهء خرابه و ديوار خرابه زياد بود . اما هيئت قلعهها معلوم بود . جميعا خرابهء شهر است الى دو فرسنگ راه كه رفتيم باز به دو قلعه رسيديم ، كه در كنار شط روى بلندى ساخته شده است . ديوار و بروجش بودند . آنجا كنار يك شاخه از شط ناهار خورديم . سياچى مياچى ، على رضا خان ، عكاس باشى ، باشى غلامبچه ، يوسف و . . . اينجاها ، شط در بعضى جا [ ها ] مثل رودخانهء كرج [ و ] جاجرود به سنگهاى زياد مىخورد ، [ و ] صدا مىدهد . يكجا گدار هم داشت . اسب هم زدند ، آن طرف رفتند . دهى در اين نزديكى بود سناس نام [ مردم ] زيرزمين كاه سراغ كرده بودند ، قاطرچىها آدم حسام السلطنه عسكر و . . .
--> ( 1 ) . اصل : چاهى ( 2 ) . اصل : برخواسته